در حال بارگذاری ...

درس‌های سیل فروردین *

سیل فروردین ماه امسال در مازندران، گلستان، لرستان، خوزستان و سایر مناطق، درس‌های ارزشمندی جهت مدیریت بحران در کشور در بر خواهد داشت. بسیار مهم است که دست‌اندرکاران مدریریت و ارائه خدمات در کنار انجام وظائف و خدمات‌رسانی به سیل‌زدگان عزیز، به تدوین این تجربه بزرگ بپردازند و سازوکارهای بهره‌گیری و پندآموزی از این واقعه را در ساختار مدیریت بحران کشور نهادینه کنند. این‌جانب، به سهم خود بر این مهم   همت گماشته و تلاش می‌کنم برخی درس‌های آموخته را در قالب و فرمت بین‌المللی lesson's learned  مدون و جهت بهره‌گیری خوانندگان ارجمند و ملت شریف ایران، ارائه نمایم.

درس اول:  چرا به هشدارهای پیش‌گیری از سیل توجه نشد

در این روزها، سوالی در ذهن‌ها، محافل و جلسات، و نیز رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، تکرار می‌شود و آن این‌که با وجود اگاهی از سیل لرستان و خوزستان از چند روز قبل، چرا خانواده‌ها وسایل خود را به جایی مناسب منتقل نکردند تا خسارات کمتر شود؟

هنگامی که این سوال از مردم درگیر با سیل پرسیده می‌شد، که: چرا به موقع خود را آماده نکردید؟ چرا وسایل را به اتاقی محفوظ نبردید؟ مگر به شما نگفتند سیل دارد می‌آید؟ ما در تهران و سایر شهرها، همه می‌دانستیم! و... پاسخ مردم، جالب و تامل‌برانگیز بود؛ می‌گفتند: «به‌طور قطعی به ما نمی‌گفتتند! روی این‌که سیل بزرگی در راه‌ست، تاکید نمی‌شد. می‌پنداشتیم آب‌گرفتگی مختصری رخ می‌دهد. پیامک می‌دادند ولی فقط توصیه به تخلیه بود، اما به کجا؟ معلوم نبود. احشام را چه کنیم؟ معلوم نبود، فکر نمی‌کردیم سیل این‌قدر جدی و شدید باشد.»

تحلیل سبب‌شناسانه نحوه برخورد و تعامل مردم با اخطارهای پیش‌گیرانه هواشناسی، فرمانداری‌ها و بخشداری‌ها، نیروی انتظامی و نیز صدا و سیما با هشدارهای سیل، می‌تواند درس‌های مهمی برای روشنفکران  و دلسوزان اجتماعی به همراه داشته باشد.

تجربه و مشاهدات این‌جانب در این زمینه حاکی از این است که اخطارها عمدتا متوجه منازل حاشیه رودخانه بوده است. کاملا هم قاطع بوده، اما جدی گرفته نمی‌شده است. یکی از علل این عدم جدی گرفتن اخطارها، و ناباوری مردم نسبت به اخطارها، شبهه‌افکنی‌ها، و وجود حملات دائمی و شدید به دولت و نظام است که در شبکه‌های مجازی، نیز صدا و سیما و سایر مراجع رسمی، از ‌جمله مجلس و حتی خود دولت! رایج است. حملاتی که هرگونه خیرخواهی و صداقت دستگاه‌های دولتی در انجام وظایف را زیر سوال می‌برد! این کاهش سرمایه اجتماعی اثر غایی خود را در عدم اعتماد به دولت، و دستورالعمل‌های دولتی می‌نمایاند، و یکی از مصادیق آن هم همین جان‌هایی است که از دست می‌رود، امیدهایی که ناامید می‌شود، و حتی خودکشی‌هایی که رخ می‌دهد.

فرمانده نیروی انتظامی پلدختر می‌گفت اخر با تیراندازی هوایی بخشی از مردم را از خانه خارج کردیم. در سایر مناطق لرستان، کار به دستور قضایی و حکم دادگاه و بازداشت افراد متمرد هم کشید.

توجه به آثار اجتماعی انتقادات بی‌مورد و بی‌حاصل، ترویج منفی‌گرایی و روحیه‌شکنی اجتماعی، حداقل این مسئولیت وجدانی مشارکت منفی‌گرایان در خون‌های ریخته‌شده و اموال و دارایی‌های تلف‌شده را باید مورد توجه قرار دهد و به همه ما بیاموزد و هشدار دهد تا مراقب آثار روانی حرف‌ها و اظهارنظرهای خود باشیم و عواقب اجتماعی آن را در نظر داشته باشیم.

به نظر نگارنده منطق «دیات» در اسلام ایجاب می‌کند که نه تنها دیه صدمات فیزیکی برعهده صدمه‌زننده است، بلکه دیه صدمات روانی به افراد و جوامع نیز بر عهده صدمه‌زنندگان به سلامت روانی، اعتماد و سرمایه اجتماعی کشور خواهد بود. لکن چون محاسبه آن‌ها با ابزار و امکانات فعلی ممکن نیست، این کار به روز جزا و محکمه عدل الهی موکول می‌شود؛ روز «فمن یعمل مثقال ذره»؛ روزی که هیچ گریزی از کرده‌ها و اعمال و نیز آثار اعمال نخواهد بود.

 

* روزنامه شرق، شماره 3402، یکشنبه 25 فروردین 98، صفحه نخست


| شناسه مطلب: 2795

تعداد بازدید: 795 | آخرین بازدید:






نظرات کاربران